روسو و تجدد ایرانی
By ژنرال on اندیشه from www.farhangreader.com
روسو فیلسوفی است که هیچگاه در ایران جدی گرفته نشد. عجیب است روح رمانتیک ایرانی که همواره پذیرای متفکران شورشی و نظریهپردازان انقلابگرایی چون مارکس و نیچه و ویتگنشتاین بوده، چطور به ژان-ژاک روسو که دست کم در آثار دورهی جوانی و تمام طول عمر زندگیاش روحی سرکش داشته روی خوش نشان نداده. اغلب ترجمهی فارسی آثار او متعلق به سالهای دور هستند و عموماً او را نویسنده و متفکری «کهنه» میدانند. البته متأسفانه در ایران، چندان به متفکران دورهی رنسانس و آغاز دورهی مدرن (آغاز قرن ۱۶ تا پایان قرن ۱۸ میلادی) توجه نمیشود، و این خود نشانیاست از عدم درک درست ما از تجدد و زمینههای ظهور آن در اروپا. علاوه بر این، روسو فیلسوفی مانند کانت یا راسل نیست، زبانی ساده و منحصر به خود دارد و برای ذهن انتزاعیپسند ما چندان «فیلسوف» نیست. روسو تنها یک فیلسوف نیست، او بیشتر یک متفکر است. او در یکی از طلاییترین مقاطع تاریخ اندیشه یعنی دورهی روشنگری زیست، دورهای که جدال سنت و تجدد در اوج خود بود. برخی او را پدر معنوی تجدد میدانند، لقبی که بهنظر میرسد شایستهی آن است.




